تبلیغات
یکرنگ







گلچینك


موضوعات

آمار
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :


رزرو آگهی تبلیغاتی
پذیرش همكار
yekrangweblog@yahoo.com





با نزدیك شدن به انتخابات، مثل اینكه باران باریده باشد، روزی ده پانزده سایت خبری مثل قارچ در سرزمین بی‌در و پیكر اینترنت می‌روید. <p align="justify"> معمولا روند تصمیم گیری تا اجرای این سایت‌ها به این ترتیب است:<br> <br> 1- حاج‌آقا (جدیدا دكتر صدایش می زنند) ساعت 9ونیم صبح كه بولتن ستاد را می‌خواند، می‌بیند كه این بولتن پر است از اخباری كه به نقل از سایت‌های اینترنتی نقل شده‌اند. حاج آقا چرتكه می اندازد و می بیند كه تعداد منابع خودی نسبت به منابع آن‌طرفی 12 به 14 است. <br> حاج‌آقا به منشی می‌سپارد كه مجید پسر آبجی زهرا (مهندس صدایش می‌كنند، تا چند وقت پیش در خیابان جمهوری نرم افزار روی موبایل‌ها می‌ریخت) كه مسوول بخش رسانه‌های ستاد است را پیدا كنند.<br> <br> 2- مهندس (مجید خودمان) ساعت یازده خدمت دكتر (حاج دایی) می‌رسد و قرار می‌شود سه سایت خبری دیگر راه اندازی كند:<br> یكی برای مخاطبان حزب‌اللهی با «بسم الله الرحمن الرحیم» و عكس امام و رهبری درشت، یكی برای جوان‌ها با رنگ‌های شاد و خبرهای جوان پسند، و یكی برای نخبه‌ها با مطالب روشنفكرانه. 23 میلیون تومان برآورد هزینه‌ می‌شود كه البته نسبت به پروژه‌های مشابه در آن صرفه جویی شده است. ساعت 11 و 25 دقیقه، مهندس با یك چك پیش پرداخت15 میلیون تومانی از خدمت دكتر مرخص می شود.<br> <br> 3- ساعت 2 بعد ازظهر، مجید در شركت نرم‌افزاری دوستش است. او برای طراحی این سه سایت 7 میلیون می‌خواهد اما مهندس، قسم می‌خورد كه اوضاع مالی مثل سابق روبراه نیست و درنتیجه، روی 5 میلیون تومان توافق می‌شود. دو میلیون هم پیش پرداخت نقدی داده می‌شود.<br> <br> 4- ساعت 4 بعد از ظهر، دوست مهندس مجید با پرداخت 300 هزار تومان سه نسخه از نرم افزار قفل شكسته را از یكی از دوستانش می خرد. 30 هزار تومان برای ثبت دومین‌ها و 25 هزار تومان هم برای اجاره چند مگابایت فضای چندروزه هزینه می كند و با عوض كردن رنگ و عنوان منوها، شروع به طراحی(!) سایتها می كند.<br> <br> 5- ساعت 5 ونیم بعد از ظهر، مهندس با محسن (داداش كوچكتر مجید، كلاس دوم دبیرستان) و مریم (خواهر نامزد مهندس، پیش دانشگاهی) برای مدیریت و تامین محتوای سایت به توافق می رسد. مریم خانم بعد از نیم ساعت آموزش، طرز كپی-پیست كردن را یاد گرفته و وظیفه تامین اخبار از سایت‌های خبری را به عهده می‌گیرد. ساعت 6و 50 دقیقه هم محسن جان یوزر نیم و پسورد سایتها را از دوست مهندس مجید گرفته و یكضرب مدیریت سه سایت را بعهده می گیرد.<br> <br> 6- ساعت 7و نیم شب: سه سایت خبری معتبر، با حداكثر روزانه 40 تا 80 بازدید، به جامعه خبری اضافه شده‌است. زنده باد دكتر!<br> <br> 7-فردا ساعت 9 صبح، رییس ستاد مقابل، كه بولتن ستاد را می‌خواند، می‌بیند كه این بولتن پر است از اخباری كه به نقل از سایت‌های اینترنتی نقل شده‌اند. حاج آقا چرتكه می اندازد و می بیند كه تعداد منابع خودی نسبت به منابع آن‌طرفی 14 به 15 است. حاج‌آقا به منشی می‌سپارد كه ... <br> <br> روز از نو، روزی از نو!</p>


سایت ‌بازی انتخاباتی، انتخابات مثل باران است



سایت ‌بازی انتخاباتی، انتخابات مثل باران است

با نزدیك شدن به انتخابات، مثل اینكه باران باریده باشد، روزی ده پانزده سایت خبری مثل قارچ در سرزمین بی‌در و پیكر اینترنت می‌روید.

معمولا روند تصمیم گیری تا اجرای این سایت‌ها به این ترتیب است:

1- حاج‌آقا (جدیدا دكتر صدایش می زنند) ساعت 9ونیم صبح كه بولتن ستاد را می‌خواند، می‌بیند كه این بولتن پر است از اخباری كه به نقل از سایت‌های اینترنتی نقل شده‌اند. حاج آقا چرتكه می اندازد و می بیند كه تعداد منابع خودی نسبت به منابع آن‌طرفی 12 به 14 است.
حاج‌آقا به منشی می‌سپارد كه مجید پسر آبجی زهرا (مهندس صدایش می‌كنند، تا چند وقت پیش در خیابان جمهوری نرم افزار روی موبایل‌ها می‌ریخت) كه مسوول بخش رسانه‌های ستاد است را پیدا كنند.

2- مهندس (مجید خودمان) ساعت یازده خدمت دكتر (حاج دایی) می‌رسد و قرار می‌شود سه سایت خبری دیگر راه اندازی كند:
یكی برای مخاطبان حزب‌اللهی با «بسم الله الرحمن الرحیم» و عكس امام و رهبری درشت، یكی برای جوان‌ها با رنگ‌های شاد و خبرهای جوان پسند، و یكی برای نخبه‌ها با مطالب روشنفكرانه. 23 میلیون تومان برآورد هزینه‌ می‌شود كه البته نسبت به پروژه‌های مشابه در آن صرفه جویی شده است. ساعت 11 و 25 دقیقه، مهندس با یك چك پیش پرداخت15 میلیون تومانی از خدمت دكتر مرخص می شود.

3- ساعت 2 بعد ازظهر، مجید در شركت نرم‌افزاری دوستش است. او برای طراحی این سه سایت 7 میلیون می‌خواهد اما مهندس، قسم می‌خورد كه اوضاع مالی مثل سابق روبراه نیست و درنتیجه، روی 5 میلیون تومان توافق می‌شود. دو میلیون هم پیش پرداخت نقدی داده می‌شود.

4- ساعت 4 بعد از ظهر، دوست مهندس مجید با پرداخت 300 هزار تومان سه نسخه از نرم افزار قفل شكسته را از یكی از دوستانش می خرد. 30 هزار تومان برای ثبت دومین‌ها و 25 هزار تومان هم برای اجاره چند مگابایت فضای چندروزه هزینه می كند و با عوض كردن رنگ و عنوان منوها، شروع به طراحی(!) سایتها می كند.

5- ساعت 5 ونیم بعد از ظهر، مهندس با محسن (داداش كوچكتر مجید، كلاس دوم دبیرستان) و مریم (خواهر نامزد مهندس، پیش دانشگاهی) برای مدیریت و تامین محتوای سایت به توافق می رسد. مریم خانم بعد از نیم ساعت آموزش، طرز كپی-پیست كردن را یاد گرفته و وظیفه تامین اخبار از سایت‌های خبری را به عهده می‌گیرد. ساعت 6و 50 دقیقه هم محسن جان یوزر نیم و پسورد سایتها را از دوست مهندس مجید گرفته و یكضرب مدیریت سه سایت را بعهده می گیرد.

6- ساعت 7و نیم شب: سه سایت خبری معتبر، با حداكثر روزانه 40 تا 80 بازدید، به جامعه خبری اضافه شده‌است. زنده باد دكتر!

7-فردا ساعت 9 صبح، رییس ستاد مقابل، كه بولتن ستاد را می‌خواند، می‌بیند كه این بولتن پر است از اخباری كه به نقل از سایت‌های اینترنتی نقل شده‌اند. حاج آقا چرتكه می اندازد و می بیند كه تعداد منابع خودی نسبت به منابع آن‌طرفی 14 به 15 است. حاج‌آقا به منشی می‌سپارد كه ...

روز از نو، روزی از نو!


1 2 3